تبلیغات
میثاق طلبگی - مطالب ابر اخلاق

میثاق طلبگی
 
دعای فرج آیه قرآن تصادفی پخش زنده حرم وصیت شهدا
تاریخ روز اوقات شرعی

ذکر روزهای هفته
وضعیت یاهو مذهبی

Online User

خطبه پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلّم) در آخرین جمعه ماه شعبان

 

عَنِ الرِّضَا عَنْ آبَائِهِ عَنْ عَلِیٍّ علیه السلام قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه وآله خَطَبَنَا ذَاتَ یَوْمٍ فَقَالَ:

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ قَدْ أَقْبَلَ إِلَیْکُمْ شَهْرُ اللَّهِ بِالْبَرَکَةِ وَ الرَّحْمَةِ وَ الْمَغْفِرَةِ شَهْرٌ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ أَفْضَلُ الشُّهُورِ وَ أَیَّامُهُ أَفْضَلُ الْأَیَّامِ وَ لَیَالِیهِ أَفْضَلُ اللَّیَالِی وَ سَاعَاتُهُ أَفْضَلُ السَّاعَاتِ.

ای مردم! ماه خدا با برکت و رحمت و آمرزش به سوی شما رو کرده است.
ماهی که نزد خدا، بهترین ماه‌هاست و روزهایش بهترین روزها و شب‌هایش بهترین شب‌ها و ساعت‌هایش بهترین ساعت‌هاست.

هُوَ شَهْرٌ دُعِیتُمْ فِیهِ إِلَی ضِیَافَةِ اللَّهِ وَ جُعِلْتُمْ فِیهِ مِنْ أَهْلِ کَرَامَةِ اللَّهِ أَنْفَاسُکُمْ فِیهِ تَسْبِیحٌ وَ نَوْمُکُمْ فِیهِ عِبَادَةٌ وَ عَمَلُکُمْ فِیهِ مَقْبُولٌ وَ دُعَاؤُکُمْ فِیهِ مُسْتَجَابٌ فَاسْأَلُوا اللَّهَ رَبَّکُمْ بِنِیَّاتٍ صَادِقَةٍ وَ قُلُوبٍ طَاهِرَةٍ أَنْ یُوَفِّقَکُمْ لِصِیَامِهِ وَ تِلَاوَةِ کِتَابِهِ.

ماهی که در آن شما را به مهمانی خدا دعوت کرده اند و شما در آن از اهل کرامت خدا شده اید. نفس های شما در آن ثواب تسبیح و ذکر خدا دارد و خواب شما ثواب عبادت.
اعمال شما در آن پذیرفته است و دعاهای شما مستجاب، پس، از پروردگار خویش با نیت های راستین و دل‌های پاک، بخواهید که توفیق روزه این ماه و تلاوت قرآن در آن را به شما عنایت فرماید.

 فَإِنَّ الشَّقِیَّ مَنْ حُرِمَ غُفْرَانَ اللَّهِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْعَظِیمِ وَ اذْکُرُوا بِجُوعِکُمْ وَ عَطَشِکُمْ فِیهِ جُوعَ یَوْمِ الْقِیَامَةِ وَ عَطَشَهُ وَ تَصَدَّقُوا عَلَی فُقَرَائِکُمْ وَ مَسَاکِینِکُمْ وَ وَقِّرُوا کِبَارَکُمْ وَارْحَمُواصِغَارَکُمْ وَ صِلُوا أَرْحَامَکُمْ.

پس شقی و بدبخت، آن کسی است که در این ماه بزرگ، از آمرزش خدا بی بهره شود. در این ماه با گرسنگی و تشنگی خود، گرسنگی و تشنگی روز قیامت را بیاد آورید. به فقیران و درماندگان کمک ویاری کنید.

به پیران و کهن‌سالان احترام و به کودکانتان ملاطفت و مهربانی نموده و با خویشاوندان رفت و آمد داشته باشید.

وَ احْفَظُوا أَلْسِنَتَکُمْ وَ غُضُّوا عَمَّا لَا یَحِلُّ النَّظَرُ إِلَیْهِ أَبْصَارَکُمْ وَ عَمَّا لَا یَحِلُّ الِاسْتِمَاعُ إِلَیْهِ أَسْمَاعَکُمْ وَ تَحَنَّنُوا عَلَی أَیْتَامِ النَّاسِ یُتَحَنَّنْ عَلَی أَیْتَامِکُمْ وَ تُوبُوا إِلَی اللَّهِ مِنْ ذُنُوبِکُمْ.

 زبان خود را از گفتار ناشایست نگاه دارید. دیدگان خود را از دیدن ناروا و حرام بپوشانید و گوش‌های خود را از شنیدن آنچه نادرست است، باز دارید. با یتیمان مردم مهربانی کنید تا بعد از شما با یتیمان شما مهربانی کنند. از گناهان خود به سوی خدا توبه و بازگشت کنید.

وَ ارْفَعُوا إِلَیْهِ أَیْدِیَکُمْ بِالدُّعَاءِ فِی أَوْقَاتِ صَلَاتِکُمْ‏ فَإِنَّهَا أَفْضَلُ السَّاعَاتِ یَنْظُرُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهَا بِالرَّحْمَةِ إِلَی عِبَادِهِ یُجِیبُهُمْ إِذَا نَاجَوْهُ وَ یُلَبِّیهِمْ إِذَا نَادَوْهُ وَ یُعْطِیهِمْ إِذَا سَأَلُوهُ وَ یَسْتَجِیبُ لَهُمْ إِذَا دَعَوْهُ.

 در اوقات نماز، دست‌های خود را به دعا بردارید، زیرا که وقت نماز بهترین ساعت‌هاست و در این اوقات، حق تعالی با رحمت، به بندگانش می نگرد و اگر با او مناجات کنند، پاسخشان دهد و چنانچه او را ندا کنند لبیکشان گوید و اگر از او بخواهند عطا کند و چون او را بخوانند مستجابشان گرداند.

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَنْفُسَکُمْ مَرْهُونَةٌ بِأَعْمَالِکُمْ فَفُکُّوهَا بِاسْتِغْفَارِکُمْ وَ ظُهُورَکُمْ ثَقِیلَةٌ مِنْ أَوْزَارِکُمْ فَخَفِّفُوا عَنْهَا بِطُولِ سُجُودِکُمْ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ أَقْسَمَ بِعِزَّتِهِ أَنْ لَا یُعَذِّبَ الْمُصَلِّینَ وَ السَّاجِدِینَ وَ أَنْ لَا یُرَوِّعَهُمْ بِالنَّارِ یَوْمَ یَقُومُ النَّاسُ لِرَبِّ الْعَالَمِینَ.

 ای مردم! جان‌هایتان در گرو اعمال شماست. پس با طلب آمرزش از خدا، آن‌ها را از گرو، خارج کنید. پشت شما از بار گناهان سنگین است، پس با طولانی کردن سجده‌ها، آن را سبک گردانید و بدانید که حق تعالی به عزت خود سوگند یاد کرده است که نمازگزاران و سجده کنندگان در این ماه را عذاب نکند و در روز قیامت آن‌ها را از آتش دوزخ در امان دارد.

 أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ فَطَّرَ مِنْکُمْ صَائِماً مُؤْمِناً فِی هَذَا الشَّهْرِ کَانَ لَهُ بِذَلِکَ عِنْدَ اللَّهِ عِتْقُ نَسَمَةٍ وَ مَغْفِرَةٌ لِمَا مَضَی مِنْ ذُنُوبِهِ، قِیلَ یَا رَسُولَ اللَّهِ فَلَیْسَ کُلُّنَا یَقْدِرُ عَلَی ذَلِکَ فَقَالَ ص اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشِقِّ تَمْرَةٍ اتَّقُوا النَّارَ وَ لَوْ بِشَرْبَةٍ مِنْ مَاء.ٍ

 ای مردم! هرکه از شما روزه دار مؤمنی را در این ماه افطار دهد، نزد خدا پاداش بنده آزاد کردن و آمرزش گناهان گذشته‌اش را خواهد داشت.

برخی از اصحاب گفتند: یا رسول الله! همه ما قادر به انجام آن نیستیم. حضرت فرمود: با افطار دادن روزه داران، از آتش جهنم به پرهیزید اگرچه به نصف دانه خرما و یا به یک جرعه آب باشد.

أَیُّهَا النَّاسُ مَنْ حَسَّنَ مِنْکُمْ فِی هَذَا الشَّهْرِ خُلُقَهُ کَانَ لَهُ جَوَازاً عَلَی الصِّرَاطِ یَوْمَ تَزِلُّ فِیهِ الْأَقْدَامُ وَ مَنْ خَفَّفَ فِی هَذَا الشَّهْرِ عَمَّا مَلَکَتْ یَمِینُهُ خَفَّفَ اللَّهُ عَلَیْهِ حِسَابَهُ وَ مَنْ کَفَّ فِیهِ شَرَّهُ کَفَّ اللَّهُ عَنْهُ غَضَبَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ أَکْرَمَ فِیهِ یَتِیماً أَکْرَمَهُ اللَّهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ.

 ای مردم! هرکس اخلاق خود را در این ماه نیکو کند، از صراط، آسان بگذرد، آن روز که قدم‌ها، بر آن بلغزد. هرکس در  این ماه کارهای غلامان و مستخدمان خود را سبک گرداند، خدا در قیامت حساب او را آسان کند.
 
هرکس در این ماه از آزار رساندن به مردم خودداری کند، حق تعالی، روز قیامت، خشم خود را از او بازدارد.

 هرکس در این ماه یتیم بی پدری را گرامی دارد، خدا او را در قیامت عزیز گرداند.

 وَ مَنْ وَصَلَ فِیهِ رَحِمَهُ وَصَلَهُ اللَّهُ بِرَحْمَتِهِ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ قَطَعَ فِیهِ رَحِمَهُ قَطَعَ اللَّهُ عَنْهُ رَحْمَتَهُ یَوْمَ یَلْقَاهُ وَ مَنْ تَطَوَّعَ فِیهِ بِصَلَاةٍ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بَرَاءَةً مِنَ النَّارِ وَ مَنْ أَدَّی فِیهِ فَرْضاً کَانَ لَهُ ثَوَابُ مَنْ أَدَّی سَبْعِینَ فَرِیضَةً فِیمَا سِوَاهُ مِنَ الشُّهُورِ.

 هر کس در این ماه صله رحم کند و با خویشان بپیوندد، خدا او را در قیامت به رحمت خود واصل گرداند و هرکس در   این ماه رابطه اش را با خویشان خود قطع کند، خداوند در قیامت رحمت خود را از او دریغ نماید.
 
هرکس در این ماه نماز مستحبی بپا دارد، خداوند او را از آتش جهنم برهاند و کسی که نماز واجبی بجا آورد، خداوند  ثواب هفتاد نماز واجب در ماه‌های دیگر را به او عطا کند.

 وَ مَنْ أَکْثَرَ فِیهِ مِنَ الصَّلَاةِ عَلَیَّ ثَقَّلَ اللَّهُ مِیزَانَهُ یَوْمَ تَخِفُّ الْمَوَازِینُ وَ مَنْ تَلَا فِیهِ آیَةً مِنَ الْقُرْآنِ کَانَ لَهُ مِثْلُ أَجْرِ مَنْ خَتَمَ الْقُرْآنَ فِی غَیْرِهِ مِنَ الشُّهُورِ.

هر کس در این ماه بسیار بر من صلوات فرستد، خداوند کفه سبک اعمال او را سنگین گرداند.

و هر کس که در این ماه یک آیه از قرآن تلاوت کند، ثواب کسی را دارد که در ماه‌های دیگر قرآن را ختم کرده باشد.

 أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّ أَبْوَابَ الْجِنَانِ فِی هَذَا الشَّهْرِ مُفَتَّحَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُغَلِّقَهَا عَنْکُمْ وَ أَبْوَابَ النِّیرَانِ مُغَلَّقَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُفَتِّحَهَا عَلَیْکُمْ وَالشَّیَاطِینَ مَغْلُولَةٌ فَاسْأَلُوا رَبَّکُمْ أَنْ لَا یُسَلِّطَهَا عَلَیْکُمْ.

 ای مردم! درهای بهشت در این ماه گشوده است، از پروردگار خود بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نبندد.

و درهای جهنم در این ماه بسته است، از خدا بخواهید که آن‌ها را بر روی شما نگشاید.
شیاطین در این ماه در غل و زنجیرند. از خدا بخواهید که آن‌ها را بر شما مسلط نگرداند.

 قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام فَقُمْتُ فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ؟ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ فِی هَذَا الشَّهْرِ الْوَرَعُ عَنْ مَحَارِمِ اللَّهِ.

 علی علیه السلام می فرماید: در این حال از جا برخاسته و عرض کردم، ای پیامبر خدا! برترین اعمال در این ماه چیست؟ حضرت فرمود: ای ابا الحسن! برترین اعمال در این ماه پرهیز از محرمات است.

ثُمَّ بَکَی فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ یَا عَلِیُّ أَبْکِی لِمَا یَسْتَحِلُّ مِنْکَ فِی هَذَا الشَّهْرِ کَأَنِّی بِکَ وَ أَنْتَ تُصَلِّی لِرَبِّکَ وَ قَدِ انْبَعَثَ أَشْقَی الْأَوَّلِینَ شَقِیقُ عَاقِرِ نَاقَةِ ثَمُودَ فَضَرَبَکَ ضَرْبَةً عَلَی قَرْنِکَ فَخَضَبَ مِنْهَا لِحْیَتَکَ

سپس گریست. گفتم: ای پیامبر خدا! سبب گریه شما چیست؟

فرمود: «ای علی! بر این می‌گریم که حرمت تو را در این ماه می شکنند. گویا می بینم تو در حال نماز برای پروردگار خویشی، که نگون‌بخت‌ترینِ اوّلین و آخرین، همو که برادر پی کننده ناقه قوم ثمود است، برمی خیزد و بر فرق سرت ضربتی می زند و محاسنت، از خون سرت رنگین می شود

قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیهالسلام فَقُلْتُ یَا رَسُولَ اللَّهِ وَ ذَلِکَ فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِی. فَقَالَ علیهالسلام  فِی سَلَامَةٍ مِنْ دِینِکَ.

گفتم: ای پیامبر خدا! آیا در آن حالت، دینم سالم است؟

فرمود: «دینت، سالم است.»

 ثُمَّ قَالَ یَا عَلِیُّ مَنْ قَتَلَکَ فَقَدْ قَتَلَنِی وَ مَنْ أَبْغَضَکَ فَقَدْ أَبْغَضَنِی وَ مَنْ سَبَّکَ فَقَدْ سَبَّنِی لِأَنَّکَ مِنِّی کَنَفْسِی رُوحُکَ مِنْ رُوحِی وَ طِینَتُکَ مِنْ طِینَتِی إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی خَلَقَنِی وَ إِیَّاکَ وَ اصْطَفَانِی وَ إِیَّاکَ وَ اخْتَارَنِی لِلنُّبُوَّةِ وَ اخْتَارَکَ لِلْإِمَامَةِ وَ مَنْ أَنْکَرَ إِمَامَتَکَ فَقَدْ أَنْکَرَ نُبُوَّتِی یَا عَلِیُّ أَنْتَ وَصِیِّی وَ أَبُو وُلْدِی وَ زَوْجُ ابْنَتِی وَ خَلِیفَتِی عَلَی أُمَّتِی فِی حَیَاتِی وَ بَعْدَ مَوْتِی أَمْرُکَ أَمْرِی وَ نَهْیُکَ نَهْیِی أُقْسِمُ بِالَّذِی بَعَثَنِی بِالنُّبُوَّةِ وَ جَعَلَنِی خَیْرَ الْبَرِیَّةِ إِنَّکَ لَحُجَّةُ اللَّهِ عَلَی خَلْقِهِ وَ أَمِینُهُ عَلَی سِرِّهِ وَ خَلِیفَتُهُ فی عِبَادِهِ 

سپس فرمود: «ای علی! هر کس تو را بکشد، مرا کشته است و هر کس تو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر کس تو را ناسزا گوید، مرا ناسزا گفته است؛ چرا که تو از من هستی، همچون جان من. روح تو، از روح من است و سرشت تو، از سرشت من

خدای متعال، من و تو را آفرید و من و تو را برگزید و مرا برای پیامبری، و تو را برای امامت، انتخاب کرد، هر کس امامت تو را انکار کند، نبوّت مرا انکار کرده است.

ای علی! تو وصیّ من، پدر فرزندان من، همسر دختر من و جانشین من بر امّتم هستی، در حال حیاتم و پس از مرگم، فرمان تو، فرمان من است و نهی تو، نهی من است. سوگند به خدایی که مرا به نبوّت برانگیخت و مرا بهترینِ آفریدگان قرار داد، تو حجّت پروردگار بر خلق اویی و امین او بر رازش و جانشین او بر بندگانش.

 

سید بن طاووس / منابع : کتاب اقبال الاعمال، جلد 1 صفحه 2

 

 





طبقه بندی: بر مدار اخلاق، 
برچسب ها: ماه مبارک، اخلاق، قرآن، روزه،  
نوشته شده در تاریخ جمعه 14 تیر 1392 توسط حمید واثق

بدترین انسان‌ها از نگاه پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امیرالمۆمنین(علیه السلام)


دقّت کنیم به جای اینکه اعمال به ظاهر خوبمان، زیاد شود، اعمال شرّمان کم شود؛ چرا که اگر اعمال زشت، شرّ و شرارت، وجود کسی را بگیرد؛ معلوم می‌شود اعمال خوب او هم نفاق‌گونه است و او  یک فرد منافق و دورو تبدیل می شود.


نفاق
بذر نفاق و دورویی در وجود فرد شرور!

وجود مقدّس علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) می‌فرماید: اگر کسی شرّ در وجودش بود، به عنوان فاسق تبیین شده و آن‌ وقت این فاسق، کسی است که در وجودش بذر نفاق است!

می‌فرمایند: «شرّ الناس فاسق الفسق فی شرّه» یعنی فاسق که شرورترین انسان‌ها هست، علّت فسقش هم شرّش است. «شرور منافق عند اللّه تبارک و تعالی»، و آن کسی که شرور است و وجودش در شرّ است، عندالله تبارک و تعالی به عنوان منافق است.

همین تعبیر را وجود مقدّس خاتم انبیاء، محمّد مصطفی(صلی الله علیه وآله) طور دیگری بیان می‌فرمایند، می‌فرمایند: می‌خواهید بدانید در روز قیامت، یکی از بدترین مردم نزد پروردگار عالم چه کسی است؟ آن کسی که دورو است، «مِنْ شرّ النَّاسِ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَوْمَ الْقِیَامَةِ ذُو الْوَجْهَیْنِ» و خود این دلالت بر این است: کسی که شرّ وجودش را می‌گیرد، منافق می‌شود.

مثلاً برای کسی گرفتاری و دردسر درست می‌کند، امّا وقتی جلویش می‌آید، اعلان می‌کند من شما را دوست دارم اما پشت سر او صفحه می‌گذارد، باعث شرّ در جامعه می‌شود، امّا در مقابلش اظهار دوستی می‌کند، برای همین فردای قیامت، این‌ها از بدترین افراد هم هستند.

طبیعی است وقتی کسی شرارتش زیاد شد، منافق می‌شود و وقتی کسی در وجودش هیچ شرّی نبود، به اخلاص کشیده می‌شود؛ یعنی دوست ندارد برای مردم گرفتاری درست کند.

این نکته را نیز فراموش نکنیم که اساس این شرارت، همین حبّ به دنیاست، وقتی انسان حبّ به دنیا پیدا کرد، معلوم است شرور می‌شود و دوست دارد همه را نابود کند، امّا به ظاهر خودش وجود داشته باشد. این گرفتاری است که اگر در آن تأمّل نکنیم، بیچاره می‌شویم.

برای کسی گرفتاری و دردسر درست می‌کند، امّا وقتی جلویش می‌آید، اعلان می‌کند من شما را دوست دارم اما پشت سر او صفحه می‌گذارد، باعث شرّ در جامعه می‌شود، امّا در مقابلش اظهار دوستی می‌کند، برای همین فردای قیامت، این‌ها از بدترین افراد هم هستند

بدترین انسان‌ها از لسان مبارک پیامبر(صلی الله علیه وآله) و امیرالمۆمنین(علیه السلام)

یکی از نشانه‌های کسانی که شرّ در وجود آن‌ها است، این است که دیگران از دست او در امان نباشند، پیغمبر اکرم، خاتم رسل، حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «إِنَّ مِنْ أَشَرِّ عِبَادِ اللَّهِ مَنْ تُکْرَهُ مُجَالَسَتُهُ لِفُحْشِهِ»، از بدترین بندگان خدا، آن کسی است که مردم از ترس زبانش وحشت داشته باشند و نخواهند با او همنشینی کنند و تا ببینند فلانی آمد از او فرار کنند؛ چون می‌دانند بدزبان است و عامل تهمت و غیبت و گناه می‌شود و وقتی کنارش می‌نشینی، زبانش به فحشا باز می‌شود.

البته فحشا فقط فحش نیست. اولیا خدا می‌گویند: گاهی فحشای لسان این است که خدای ناکرده رفیقی پیدا کنی که وقتی کنارش بنشینی، حرف‌هایی بزند و از فیلم‌ها و مسائلی تعریف کند که انسان را به گناه دعوت کند و به شهوت بیندازد، این لسان، دیگر لسان شرّ است و این خودش به عنوان فواحش است. لذا می‌فرمایند: کسی که بر اثر بد زبانی، دیگران از او وحشت کنند و نخواهند هم‌نشین او شوند که نکند مجدّداً شرارتی برای آن‌ها درست کند، بدترین انسان‌هاست.

یا وجود مقدس امیرالمۆمنین، علی‌بن‌ابی‌طالب(علیه السلام) می‌فرمایند: بدترین انسان‌ها، آن کسی است که مردم از ترس شرارتش از او پرهیز کنند. مثلاً وقتی در جمعی نشسته‌اند، تا آن شخص وارد شود بگویند: بلند شوید برویم، الان دو مرتبه برایمان گرفتاری درست می‌کند، حرف و حدیث درست می‌کند و شرّی به پا می‌کند.

لذا مولی‌الموالی(علیه السلام) می‌فرمایند: «شَرُّ النَّاسِ مَنْ یَتَّقِیهِ النَّاسُ مَخَافَةَ شَرِّهِ»، از بدترین مردم آن کسی است که مردم به واسطه شرّ او، خوف و وحشت داشته باشند و بترسند، لذا از او پرهیز و دوری کنند (تقوا خودش به معنای دوری است) که نکند شرّش به آن‌ها برسد.

مثلاً می‌ترسند از اینکه در یک مجلس با او بنشینند که نکند بعداً حرف و حدیثی در بیاورد یا می‌ترسند با او حرف بزنند که نکند سرّشان را در جایی فاش کند و ... .

یکی از نشانه‌های کسانی که شرّ در وجود آن‌ها است، این است که دیگران از دست او در امان نباشند

عالمی که فردای قیامت، جاهل محشور می شود!!!

پیغمبر اکرم، خاتم رسل، محمّد مصطفی(صلی الله علیه وآله) در جای دیگر فرمودند: «انّ من اشرّ النّاس منزلة عند اللّه یوم القیامة العلماء الشرور»

اولیا خدا برحسب این مطلب، می‌فرمایند: حتّی آن کسی که به ظاهر چیزی بداند و به ظاهر عالم باشد، امّا شرور باشد و کسی از دستش در امان نباشد، فردای قیامت منزلتش عندالله تبارک و تعالی جزو بدترین کسان است؛ یعنی دیگر نه تنها این علم سودی ندارد و مفید نیست، بلکه پروردگار عالم او را جزو کسانی قرار می‌دهد که بدترین انسان‌ها است و جالب این است که در ادامه می‌فرماید: «حشره اللّه مع الجهّال» خدا او را با جهّال عالم محشور می‌کند؛ یعنی او دیگر عالم نیست.

چه فایده این علمی که بخواهد شرارت در او به وجود بیاید؟! اگر مردم از دست کسی در امان نباشند، ولو به ظاهر عالم هم باشد، ولو یک عمامه به سری باشد ، اگر استاد دانشگاه باشد، اگر معلّم باشد، اگر به ظاهر مدیر باشد، اگر چنین و چنان باشد امّا مردم تا او را ببینند، بترسند؛ شاگرد یا زیر مجموعه‌اش تا او را ببیند، بترسند و همه از او وحشت کنند؛ می‌فرماید: این فردای قیامت از شرورترین انسان‌هاست که پروردگار عالم او را با جهّال عالم محشور می‌کند و جزء کسانی می‌شود که جاهل است و دیگر عالِم نیست .

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منبع: خبرگزاری فارس؛ بیانات حجت الاسلام قرهی





طبقه بندی: بر مدار اخلاق، 
برچسب ها: بدترین، اخلاق، نفاق، دورویی، عالم، جاهل،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 خرداد 1392 توسط حمید واثق


از نظر آموزه‌های قرآن و عترت، عبادات مشتمل بر سه مرحله‌اند. مرحله اوّل، مقدّمه است که قبل از انجام عبادت محقّق می‌شود. مرحله دوّم خود عبادت است و مرحله سوّم، مۆخّره و تعقیب عبادت است که پس از اتمام آن واقع می‌شود.
عبادت

تفاوت عبادت خواص با عبادت عوام در مراعات مراحل عبادات و تلاش در راستای تحقّق صحّت ظاهری و باطنی اعمال است. یعنی عبادت خواص باید همراه با مقدّمه باشد و با آمادگی کامل، وارد عبادت شوند. خود عبادت را نیز باید با توجّه و حضور قلب و صرفاً برای رضای خداوند متعال به جا آورند. پس از عبادت نیز تعقیبات و مۆخّرات لازم را انجام ‌دهند و از ارتکاب اعمالی که از ارزش عبادت آنان می‌کاهد، خودداری کنند. 

به عنوان مثال، نماز خواص در وقت فضیلت و به شکل جماعت و در مسجد است. در نماز حضور قلب دارند و به هیچ‌چیز و هیچ‌کس دیگری جز خداوند تعالی توجّه ندارند و پس از نماز نیز تعقیبات آن، مانند تسبیحات حضرت زهرا«سلام‌الله‌علیها»  و سایر تعقیبات را می‌خوانند. همچنین خواندن نوافل یومیّه نزد خواص، از اهمیّت شایان ذکری برخوردار است و ترک نوافل به خصوص نماز شب، آنان را پریشان و اندوهگین می‌سازد و از اینکه فیض ارتباط با خدای سبحان را از دست داده‌اند، توبه می‌کنند.

مرحوم آیت‌الله میرزا علی‌آقا شیرازی«ره» که از علمای وارسته اصفهان بود، زمانی از اصفهان به قم رفته بودند. یک شب تعدادی از فضلا به دیدن ایشان آمده و گفت و شنود آنان طول کشید. ایشان آن شب دیرتر از معمول به استراحت پرداختند و همین موضوع توفیق تهجّد و نماز شب را در آن شب از ایشان سلب کرده و آن عالم ربّانی، هنگام اذان صبح از خواب بیدار شده بودند. فردای آن ‌شب، از شدّت تأثّر و اندوه، مثل کسی که فرزند خود را از دست داده است، گریه و زاری می‌کرده و می‌گفتند: من از شانزده سالگی نماز شبم ترک نشده است! شاید آن شب که برای نماز شب توفیق نیافتند، به خاطر شنیدن حرف‌های بی‌فایده در شب قبل بوده است. در روایات هم این مطلب وجود دارد که این‌گونه کارها ‌‌ـ چه رسد به گناهان‌ ‌ـ انسان را از نماز شب محروم می‌کند.

اهل معرفت و خواص، این‌گونه نماز خواندن و اهتمام به نوافل را وظیفه خود می‌شمارند و اگر زمانی توفیق آن را از دست بدهند، خاضعانه به درگاه خداوند متعال توبه می‌کنند.

مراعات صورت ظاهری عبادات و به‌ جای آوردن شرایط صحّت عبادات، وظیفه عوام و عموم مۆمنین است، ولی خواصِّ اهل ایمان باید علاوه بر صحّت ظاهری، به صحّت باطنی و میزان مقبولیّت، یعنی به شرایط قبول و شرایط کمال عبادت خویش بیندیشند که بسیار فراتر از شرایط صحّت ظاهری است؛ زیرا رعایت صحّت ظاهری و به جای آوردن شراط صحّت عبادات، صرفاً موجب رفع تکلیف می‌شود و انسان را به مراتب معنوی و کمالات روحی نمی‌رساند.

عالمی را می‌آورند که یک عمر قال الباقر و قال الصادق می‌گفته است. از او می‌پرسند تو چه می‌کردی؟ پاسخ می‌دهد: من علم می‌آموختم و دیگران علم یاد می‌دادم. به او گفته می‌شود: دروغ می‌گویی! تو دنبال علم بودی تا به تو بگویند برای خودت کسی هستی! خطاب می‌شود او را در آتش جهنّم بیندازید

نماز و سایر عبادات انسان، باید او را به مقام لقای الهی واصل نماید، حتّی بهشت و نعمت‌های بهشتی در نظر سالک حقیقی جلوه‌ای ندارد، بلکه او طالب مقامات معنوی و کمالات روحانی بالاتر و والاتر است. بنابر این برای خواصِّ اهل ایمان، نماز همراه با خطورات، توهّم و تخیّل، نیاز به توبه دارد. در برخی روایات، «صیغه توبه» به عنوان تعقیب نماز بیان شده است.‍ ‍ [7] شاید حکمت این استحباب آن است که نماز بسیاری از نمازگزاران، نماز حقیقی نیست و نیاز به توبه دارد.  

در حج و عمره نیز باید آمادگی لازم، ایجاد و مقدّمات و مراتب آن دو سفر روحانی و معنوی فراهم گردد. به جا آوردن حج و عمره مقبول و کامل که مورد پذیرش خدای سبحان واقع شود، نیاز به مقدّمات و مۆخّراتی دارد و اعمال عبادی حج و عمره نیز باید خالصانه و با حضور قلب انجام شود.

مشکل برخی از مردم این است که وظیفه خویش را اشتباه تشخیص می‌دهند و به ‌اهداف متعالی و تعالی بخش عبادات توجّهی ندارند. امروزه رایج شده است که بعضی از مردم صرفاً برای تفریح و خوش‌گذرانی، به حجّ و عمره می‌روند و از ارزش حجّ و عمره خود می‌کاهند. این‌گونه عبادات، ارزش معنوی لازم را ندارند و باید نسبت به آن توبه شود.

محرومیّت از توفیق نماز جماعت، نماز اوّل وقت، نماز شب، حج و عمره مقبول و نیز روزه حقیقی، به جهت غفلت‌های انسان از یاد خداوند منّان و بی‌وفائی‌هایی است که نسبت به خدای تعالی دارد و همه این موارد برای خواص، معصیت محسوب شده و توبه را بر آنان واجب می‌سازد

اخلاص
نتیجه‌ عبادت بدون اخلاص

مردی بود که هر کار می‌کرد نمی‌توانست اخلاص خود را حفظ کند و ریاکاری نکند، ‌روزی چاره اندیشی کرد و با خود گفت: در گوشه‌ی شهر مسجدی متروک هست که کسی به آن توجه ندارد و رفت و آمد نمی‌کند، خوبست شبانه به آن مسجد بروم تا کسی مرا ندیده خالصانه خدا را عبادت کنم در نیمه‎های شب تاریک، مخفیانه به آن مسجد رفت، آن شب باران می‌آمد و رعد و برق و بارش شدت داشت. او در آن مسجد مشغول عبادت شد در وسط‌های عبادت، ‌ناگهان صدائی شنید با خود گفت: حتماً شخصی وارد مسجد شد، خوشحال گردید که آن شخص فردا می‌رود و به مردم می‌گوید این آدم چقدر خداشناس وارسته‌ای است که در نیمه‌های شب به مسجد متروک آمده و مشغول نماز و عبادت است.

مشکل برخی از مردم این است که وظیفة خویش را اشتباه تشخیص می‌دهند و به ‌اهداف متعالی و تعالی بخش عبادات توجّهی ندارند. امروزه رایج شده است که بعضی از مردم صرفاً برای تفریح و خوش‌گذرانی، به حجّ و عمره می‌روند و از ارزش حجّ و عمرة خود می‌کاهند. این‌گونه عبادات، ارزش معنوی لازم را ندارند و باید نسبت به آن توبه شود

او بر کیفیت و کمیت عبادتش افزود و همچنان با کمال خوشحالی تا صبح به عبادت ادامه داد، وقتی که هوا روشن شد و به آن کسی که وارد شده بود، زیر چشمی نگاه کرد دید آدم نیست بلکه سگ سیاهی است که بر اثر رعد و برق و بارندگی شدید، نتوانسته در بیرون بماند و به مسجد پناه آورده است. بسیار ناراحت شد و اظهار پشیمانی می‌کرد و پیش خود شرمنده بود که ساعت‌ها برای سگ عبادت می‌کرده است خطاب به خود کرد و گفت: ای نفس، من فرار کردم و به مسجد دور افتاده آمدم تا در عبادت خود، اَحدی را شریک خدا قرار ندهم، اینک می‌بینم سگ سیاهی را در عبادتم شریک خدا قرار داده‌ام، وای بر من چقدر مایه‌ی تأسف است که این حالت را پیدا کرده‌ام.

 

روایتی تأمل برانگیز

مرحوم شهید ثانی«رضوان‌الله‌تعالی‌علیه» در مورد اهمیّت اخلاص، روایتی را نقل می‌کنند که بسیار قابل توجّه و تأمّل است. ایشان نقل می‌کنند که در روز قیامت، بنده‏اى را مى‏آورند و از او سۆال می‌کنند در دنیا چه کارهایی انجام می‌دادی؟ او مى‏گوید: من براى رضاى خدا جهاد كردم. به او مى‏گویند: نه، این‌گونه نیست! تو جهاد كردى تا بگویند فلانى چقدر شجاع است! سپس امر می‌شود که او را با صورت در آتش جنهّم بیندازید. سپس عالمی را می‌آورند که یک عمر قال الباقر و قال الصادق می‌گفته است. از او می‌پرسند تو چه می‌کردی؟ پاسخ می‌دهد: من علم می‌آموختم و دیگران علم یاد می‌دادم. به او گفته می‌شود: دروغ می‌گویی! تو دنبال علم بودی تا به تو بگویند برای خودت کسی هستی! خطاب می‌شود او را در آتش جهنّم بیندازید. پس از آن فردی را می‌آورند که قاری قرآن بوده و قرآن می‌خوانده است. از او می‌پرسند تو چه کاره بوده‌ای؟ او پاسخ می‌دهد: برای خدا، قرآن می‌خواندم. به او نیز می‌گویند: تو قرآن می‌خواندی تا به تو لقب قاری قرآن داده شود و بگویند که صدای خوبی برای قرائت قرآن داری! پس مانند نفرات قبلی، دستور می‌دهند او را نیز به رو در آتش جهنّم بیندازند.( منیة المرید، ص 134)

فرآوری : محمدی               

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


منابع: سایت آیت الله مظاهری

خبرگزاری فردا

وبلاگ صلاة 133





طبقه بندی: بر مدار اخلاق، 
برچسب ها: توبه، عبادات، اخلاص، اخلاق،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 خرداد 1392 توسط حمید واثق


خشم در بعضى از روایات به آتش تعبیر شده چرا که اگر بى‌قید و بند، رها شد و آزادانه اعمال گردید، ریشه‌هاى سعادت فرد و جامعه را مى‌سوزاند و دین و دنیاى آدمى را بر باد مى‌دهد.


خشم

غرایز، نیروهایى کور و بى‌شعورند و تنها ارضاى خود را مى‌طلبند، اگر تحت رهبرى عقل قرار گیرند و هر یک در جاى خود با اندازه‌گیرى صحیح اعمال شوند، مایه خوشبختى و سعادت خواهند بود و آدمى در شئون مختلف زندگى، از فواید آن‌ها بهره‌مند مى‌گردد و اگر خودسر و بى‌قید و بند باشند و در راه غلط و خلاف مصلحت به کار افتند، مصیبت‌هاى سخت و جبران‌ناپذیرى به بار مى‌آورند. یکى از این غرایز نیرومند، «خشم» است. این غریزه گران‌بها و مهمّ، نیروى دفاعى آدمى در برابر عوامل زیان‌بارى است که حیات، سلامت و هستى او را تهدید مى‌کند.  نکته مهمّ و قابل توجّه این است که آدمى، موارد کاربرد صحیح نیروى خشم را بشناسد، خطر واقعى را از غیر واقعى تمیز دهد و نیروى تهاجمى خشم را در راه غلط به کار نگیرد.

 

خشم آتشی سوزاننده

از خشم در بعضى از روایات به آتش تعبیر شده چرا که اگر بى‌ قید و بند، رها شد و آزادانه اعمال گردید، ریشه‌هاى سعادت فرد و جامعه را مى‌سوزاند و دین و دنیاى آدمى را بر باد مى‌دهد. حضرت على علیه السلام در این باره فرمود: احْذَرُوا الْغَضَبَ فَانَّهُ نارٌ مُحْتَرِقَةٌ «1» از خشم بپرهیزید که آن آتشى سوزاننده است. همان گونه که فرماندهان لایق و کاردان مراقبند حتّى المقدور دیرتر به آتش، دست بزنند و زودتر دستور آتش‌بس بدهند، افراد عاقل نیز تا مى‌توانند اعمال خشم را به تعویق مى‌اندازند و اگر غضب کردند، در فرونشاندن آن شتاب مى‌کنند، على علیه السلام فرمود:کنْ بَطیى‌ءَ الْغَضَبِ، سَریعَ الْفَیْى‌ءِ، مُحِبّاً لِقَبُولِ الْعُذْرِ «2» دیرخشم باش، زود خشم خود را فرو بر و علاقمند به پذیرش پوزش باش.

 

پیامدهاى خشم‌

خشم آتشى سوزنده است، هر که آن را فرو خورد، خاموشش ساخته و هر که آزادش گذارد، خود او، اوّل کسى است که در شعله‌اش مى‌سوزد. «3»

اینک به برخى از پیامدهاى خشم اشاره مى‌کنیم :

1.  تیرگى عقل: امام على علیه السلام فرمود:« الْغَضَبُ یُفْسِدُ الْأَلْبابَ وَ یُبْعِدُ مِنَ الصَّواب «4» خشم خردها را تباه مى‌کند و آدمى را از مسیر درست دور مى‌سازد.

یادآورى عظمت عذاب الهى، گستردگى قدرت و حاکمیّت او و این‌که‌توانایى انسان بر کسى که مورد خشم او قرار گرفته، در برابر قدرت لایزال خداوند نسبى و ناچیز است و نیاز او به عفو و اغماض الهى به مراتب بیش‌تر از نیاز مردم به عفو اوست.

2.ویرانگرى و تبهکارى: اگر انسان خشمگینى را که لجام عقل را گسیخته و سراپاى وجودش را آتش غضب مشتعل ساخته، به دیوانه‌اى زنجیرى یا درنده‌اى وحشى تشبیه کنیم، گزاف نگفته‌ایم. حضرت على علیه السلام فرمود: شِدَّةُ الْغَضَبِ تُغَیِّرُ الْمَنْطِقَ وَ تَقْطَعُ مادَّةَ الْحُجَّةِ وَ تُفَرِّقُ الْفَهْمَ «5» خشم شدید، منطق را تغییر مى‌دهد، ارتباط اجزاى استدلال را قطع و موجب پراکندگى فهم و فکر مى‌شود.

3. پشیمانى: به‌تدریج با فرونشستن شعله‌هاى خشم، دیدگان خرد به روشنى مى‌گراید، قدرت تفکر و اندیشه فرد به کار مى‌افتد و آنچه را که در دوره کوتاه تسلّط خشم، بر او گذشته به ارزیابى مى‌نشیند. سخنان زشت، نسبت‌هاى ناروا، پرده‌درى‌ها، خارج‌شدن از چارچوب فضایل انسانى، ارتکاب جرم، جنایت جبران‌ناپذیر و ... تصویر زشتى براى همیشه در ذهنش به جا مى‌گذارد، تصویرى که اگر محکمه، قاضى و مجازاتى هم در کار نباشد، یادآورى آن پیوسته او را عذاب خواهد داد که:چرا چنین کردم؟! ... اى کاش بر خود مسلّط بودم و ... . او پشیمان است و افسوس مى‌خورد، ولى دیگر پشیمانى سودى ندارد. از همین رو است که امام على علیه السلام فرمود : إِیَّاک وَ الْغَضَبَ فَأَوَّلُهُ جُنُونٌ وَ أخِرُهُ نَدَمٌ «6» از خشم دورى کن که آغازش دیوانگى و پایانش پشیمانى است.

عصبانی
مواقع عصبانیت چه کنیم؟

در این خصوص دستورات جزئى‌ترى از اولیاى بزرگوار اسلام رسیده که برخى را یادآور مى‌شویم:

1.پناه‌بردن به خدا از شرّ شیطان و وسوسه‌هاى او، به این‌که بگوید: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ» و این دستورى است که گاهى رسول خدا صلى الله علیه و آله به افراد خشمگین مى‌فرمود. «7»

2.وضوگرفتن یا غسل‌کردن با آب سرد: پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود : إِذا غَضِبَ أَحَدُکمْ فَلْیَتَوَضَّأْ بِالْماءِ الْبارِدِ، فَإِنَّ الْغَضَبَ مِنَ النَّارِ«8»هرگاه یکى از شما را خشم فرا گرفت، با آب سرد وضو بگیرد، زیرا خشم از آتش است.

3. سکوت و آرامش: امام على علیه السلام فرمود: وَ داوُوا الْغَضَبَ بِالصَّمْتِ «9» خشم را با سکوت درمان کنید.

4. تغییر وضعیّت از حالت ایستاده به نشسته یا به‌عکس نیز در برخى از روایات توصیه شده است. امام باقر علیه السلام فرمود: أَیُّما رَجُلٍ غَضِبَ وَ هُوَ قائمٌ فَلْیَجْلِسْ، فَإِنَّهُ سَیَذْهَبُ عَنْهُ رِجْزُ الشَّیْطانِ وَ إِنْ کانَ جالِساً فَلْیَقُمْ«10» هر که در حال ایستاده خشمگین شد، زود بنشیند، با این کار، وسوسه شیطان از بین مى‌رود و نیز اگر نشسته است، زود برخیزد.

5. یادآورى فضیلت کظم غیظ و نیز پاداش عظیمى که خداى متعال براى دارندگان این صفات تعیین کرده، از جمله این‌که پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: مَنْ کفَّ غَضَبَهُ کفَّ اللَّهُ عَنْهُ عَذابَهُ «11» آن که خشم خود را باز دارد، خداوند عذاب خود را از او باز خواهد داشت.

6. یادآورى عظمت عذاب الهى، گستردگى قدرت و حاکمیّت او و این‌که‌توانایى انسان بر کسى که مورد خشم او قرار گرفته، در برابر قدرت لایزال خداوند نسبى و ناچیز است و نیاز او به عفو و اغماض الهى به مراتب بیش‌تر از نیاز مردم به عفو اوست. در این باره امام صادق علیه السلام چنین فرمود: إِنَّ فِى التَّوْراةِ مَکتُوباً یَا ابْنَ أدَمَ، اذْکرْنى‌ حینَ تَغْضَبُ، أَذْکرْک عِنْدَ غَضَبى‌ ...«12» در تورات نوشته شده: اى فرزند آدم، مرا به هنگام خشم خویش به یاد آور تا تو را به هنگام خشم خود یاد آورم

خشم آتشى سوزنده است، هر که آن را فرو خورد، خاموشش ساخته و هر که آزادش گذارد، خود او، اوّل کسى است که در شعله‌اش مى‌سوزد

نمونه عملی از فرونشاندن آتش خشم

یکى از صفات پسندیده‌اى است که اولیاى گرامى اسلام در باره آن سفارش‌هاى قابل توجّهى دارند. روزى کنیز امام زین العابدین علیه السلام روى سر آن حضرت آب مى‌ریخت. بر اثر غفلت او، ظرف آب از دستش رها شد و به سر ایشان خورد و آن را شکافت و خون جارى شد. حضرت سر بلند کرد و وى را نگریست. کنیز قسمتى از یک آیه را که حاوى ستایش از دارندگان صفت «کظم غیظ» بود، خواند: وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ آنان که خشم خویش را فرو مى‌نشانند. آن حضرت فرمود: «خشم خویش را فرو نشاندم.» کنیز چنین ادامه داد:وَالْعافینَ عَنِ النَّاسِ و آنان که از لغزش مردم درمى‌گذرند. امام فرمود: «من هم تو را بخشیدم و از خطایت درگذشتم.» کنیز باز هم ادامه داد:وَاللَّهُ یُحِبُّ الُمحْسِنینَ «13» و خداوند نیکوکاران را دوست دارد. حضرت فرمود: برو؛ تو در راه خدا آزاد هستى. «14» گفتنى است که فرونشاندن هیجان درونى و آتش خشم لزوماً به معناى عفو و اغماض طرف متقابل نیست، بلکه مقصود از فرونشاندن خشم این است که انسان خشم ‌باطنى خود را برون نیفکند و خود به اعمال خشم و انتقام‌جویى دست نزند و پس از واپس‌زدن این هیجان اگر فرد خطاکار را شایسته عفو مى‌داند، از او بگذرد و گرنه او را از طریق قانون و محکمه عدل مجازات کند و اگر جاى احسان بود آن را معمول دارد، چنان که حضرت سجّاد (علیه السلام) مراحل سه‌گانه را در سرگذشت یاد شده یکى پس از دیگرى به اجرا درآورد.

 

بار الها! مرا به زیور صالحان بیاراى و زینت متّقین را بر من بپوشان، تا عدل را گسترش دهم و خشم را فرو نشانم و شعله‌هاى سوزان دشمنى را خاموش سازم. «15»

 

پی نوشت ها :

1. شرح غررالحکم ، ج 2 ، ص 273 .

2. همان، ج 4 ، ص 607 .

3.همان، ج 2 ، ص 47 .

4. همان، ج 1 ، ص 357 .

5. بحارالانوار ، ج 71 ، ص 428 .

6. شرح غررالحکم ، ج 2 ، ص 288 .

7.محجة البیضا ، ج 5 ، ص 304 .

8. همان ، ص 307 .

9.شرح غررالحکم ، ج 4 ، ص 24 .

10.بحارالانوار ، ج 73 ، ص 264 .

11. محجة البیضا ، ج 5 ، ص 308 .

12.کافى ، ج 2 ، ص 304 .

13.آل عمران (3) ، آیه 134 .

14.تفسیر نورالثقلین ، ج 1 ، ص 390 .

15.صحیفه سجّادیه ، دعاى مکارم الاخلاق .





طبقه بندی: بر مدار اخلاق، 
برچسب ها: اخلاق، عصبانیت، وضو، شیطان، آتش غضب،  
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 27 خرداد 1392 توسط حمید واثق
ذکر کاشف الکرب آیه قرآن ساعت فلش مذهبی حدیث موضوعی مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه عاشورا \ جنگ دفاع مقدس
پیج رنک گوگل
طراح قالب : { معبرسایبری فندرسک}